معنی آسو
6 بازدید
(اِ) راسو. || کفش و نعلین. || سوی و جانب. (بادّعای بعض فرهنگهای نو. و این کلمه در برهان و جهانگیری نیست).(اِ) نام شرابی مسکر که بهند کنند از قند سیاه و پوست مغیلان. (مخزن الادویه).(اِخ) نام محلی در راه لار به لنگه میان کوخرد و کررضائی.
کلمات همقافیه با «آسو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سو» برای سرودن شعر