معنی آسنستان
7 بازدید
[ سِ نِ ] (اِخ) نام پدرزن وامق که سرانجام وامق او را بکشت : بفرمود تا آسنستان پگاه بیامد به نزدیک رخشنده ماه.عنصری .
کلمات همقافیه با «آسنستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر