معنی آسموغ
7 بازدید
(اِخ) نام دیوی از تابعان آهرمن که سخن چینی و دروغ گفتن میان دو کس و جنگ انداختن دو تن بدو متعلق است. (جهانگیری). آشموغ : گفته اش جملگی دروغ بود او سخن چین چو آسموغ بود.طیان. چنین قصه ها خود نباشد دروغ نماند بافسانهٔ آسموغ. ؟(از کتاب موسوم بخرم بهشت، از انجمن آرا).
کلمات همقافیه با «آسموغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وغ» برای سرودن شعر