معنی آسمانی

معنی آسمانی

5 بازدید
[ سْ / سِ ] (ص نسبی) سماوی. فلکی. سپهری. چرخی. گرزمانی. گردونی. || نجومی. احکامی. احکام نجومی : ولیکن اتفاق آسمانی کند تدبیرهای مرد باطل.منوچهری. || عِلوی: اجرام آسمانی. || آسمانی، آبی آسمانی؛ رنگ آبی روشن. || نوعی از آتش بازی. || ربانی. الهی. خدائی. لاهوتی. غیبی. طبیعی. قدرتی (باصطلاح عوام): وگر آسمانی جز این است راز چه باید کشیدن سخنها دراز.فردوسی. همان نیز چیزی که کانی بود کجا رستنش آسمانی بود.فردوسی. شما را همه شادمانی بود مرا اختر آسمانی بود.فردوسی. مگر کآسمانی دگرگونه کار فراز آید از گردش روزگار.فردوسی. مگر آسمانی سخن دیگر است که چرخ روان از گمان برتر است. فردوسی. اگر آسمانی چنین است رای کسی را به راز فلک نیست پای.فردوسی. و هرکه از فیض آسمانی و عقل غریزی بهره مند شد... آرزوهای دنیا بیابد و در آخرت نیکبخت گردد. (کلیله و دمنه). و افعال و اقوال او را بتأیید آسمانی بیاراست. (کلیله و دمنه). کسب از جائی که همت بتوفیق آسمانی آراسته باشد آسان دست دهد. (کلیله و دمنه). و بر خردمند واجب است که بقضاهای آسمانی رضا دهد. (کلیله و دمنه). منگر ای مظلوم سوی آسمان کآسمانی شاه داری در زمان.مولوی. بخت و دولت بکاردانی نیست جز بتأیید آسمانی نیست.سعدی. || به وحی. به تنزیل: کتب آسمانی. احکام آسمانی.

کلمات هم‌قافیه با «آسمانی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید