معنی آستیاژ
7 بازدید
(اِخ) اَستیاژ. آسپاداس. نام آخرین پادشاه مِد و او را داریوش در ۵۴۹ ق.م. از پادشاهی خلع کرد. ازدهاک. (دمشقی). آزی دهاک. اژدهاک. اژدها. اژدرها. ده آک. ضحاک. ضحاک ماران. و رجوع به اَستیاژ و آک شود.(اِخ) اَستیاژ. آسپاداس. نام آخرین پادشاه مِد و او را داریوش در ۵۴۹ ق.م. از پادشاهی خلع کرد. ازدهاک. (دمشقی). آزی دهاک. اژدهاک. اژدها. اژدرها. ده آک. ضحاک. ضحاک ماران. و رجوع به اَستیاژ و آک شود.
کلمات همقافیه با «آستیاژ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اژ» برای سرودن شعر