معنی آسایشجو
7 بازدید
[ یِ ] (نف مرکب) آسایش جوی. آنکه آسایش طلبد. آنکه فراغت و کاهلی دوست گیرد.
کلمات همقافیه با «آسایشجو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جو» برای سرودن شعر