معنی آزگار
6 بازدید
[ زِ ] (ص) تمام. کامل. تخت. شمرده. اَجْرَد. آزاد. جَرْداء: شش ماهِ آزگار. یک سال آزگار.
کلمات همقافیه با «آزگار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گار» برای سرودن شعر