معنی آزپیشه
8 بازدید
[ شَ / شِ ] (ص مرکب) حریص: برفتند [ گرگین و بیژن ] هر دو براه دراز یکی آزپیشه [ گرگین ] یکی کینه ساز. فردوسی.
کلمات همقافیه با «آزپیشه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شه» برای سرودن شعر