معنی آزمایشگر
7 بازدید
[ زْ / زِ یِ گَ ] (ص مرکب) ممتحِن. آزماینده. مجرِّب : بدان خانهٔ باستانی شدم بهنجار چون آزمایشگری.منوچهری.
کلمات همقافیه با «آزمایشگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر