معنی آزاری
8 بازدید
(ص نسبی) آزارنده. زننده : سخن در نامه آزاری چنان بود که خون از حرفهای او چکان بود. (ویس و رامین).(حامص) تألم. تأثر. توجع. رنج. الم : ابی آنکه بد هیچ بیماریی نه از دردها هیچ آزاریی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «آزاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر