معنی آزارش
7 بازدید
[ رِ ] (اِمص) آزار: چنان داشتم ملک را پیش و پس که آزارشی نامد از من بکس.نظامی. (این کلمه جز در بیت مذکور دیده نشده و ظاهراً بتسامحی که از نظامی معهود است بقیاس بر سایر اسم های مصدر ساخته شده است).
کلمات همقافیه با «آزارش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رش» برای سرودن شعر