معنی آزادمیوه
6 بازدید
[ وَ / وِ ] (اِ مرکب) حلوا و نقلی باشد که از قند یا عسل و مغز بادام و نخود و پسته و فندق مقشر و خلال کرده کنند و آن را شکر بادام نیز گویند: کعب الغزال دارد از بوی مشک سهمی آزادمیوه دارد از قند سوده گردی. بسحاق اطعمه. || نخود قندی و بادام قندی برنگهای مختلف. (برهان).
کلمات همقافیه با «آزادمیوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر