معنی آری

معنی آری

16 بازدید
(ق) کلمه ای است برای تصدیق در پاسخ استفهام ثبوتی. بلی. ها. ای. نعم. اجل. مقابل نه، نی : چنین گفت آری شنیدم پیام دلم شد بدیدار تو شادکام.فردوسی. چنین داد پاسخ بدو کندرو که آری شنیدم تو پاسخ شنو.فردوسی. گفت این پیغام خداوند بحقیقت می گذاری؟ گفتم آری. (تاریخ بیهقی). کاین از آن جام هست؟ -گفت آری. سنائی. شیر گفت آری پدرش را شناختم. (کلیله و دمنه). || و گاه برای تأکید و تأیید گفته ای آرند: هرچند حقیرم سخنم عالی و شیرین آری عسل شیرین ناید مگر از منج. منجیک. آری چو پیش آید قضا مروا شود چون مرغوا جای شجر گیرد گیا جای طرب گیرد شجن. معزی. آری این اسب است لیک آن آب کو با خود آ ای شهسوار اسب جو.مولوی. حسنت باتفاق ملاحت جهان گرفت آری باتفاق جهان میتوان گرفت.حافظ. کبک آری می بخندد چون به بیند کوهسار. قاآنی.
[ ری ی ] (ع اِ) آخیه. اَخیه. میخ آخور. (مهذب الاسماء). ستوربند. ج، اواریّ.
(اِخ) نام یکی از طوایف چادرنشین بندپی از بخشهای مازندران.
(اِخ) آریا. نام ایالت قدیم ایران که امروز مشتمل بر خراسان شرقی و سیستان است و نام کرسی آن در قدیم آرتاکوآنا بوده است و اسکندر شهری به نام اسکندریّهٔ آره ایا در کنار هری رود بنا کرد و جمعیت و آبادی آن را بدین شهرکه شاید هرات امروزین باشد تحویل کرد.

کلمات هم‌قافیه با «آری»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ری» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید