معنی آرون
9 بازدید
(اِ) صفت نیک. خصلت حمیده. خوی خوش : به آرون او نیست در بوم و رست جهان را به آرون و آذین بست (کذا). عنصری .[ وَ ] (اِ) آبکش. ترشی پالا. زازل. رجوع به آردن شود. و ظاهراً یکی از دو صورت مصحف دیگریست.
کلمات همقافیه با «آرون»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ون» برای سرودن شعر