معنی آردهاله
8 بازدید
[ لَ / لِ ] (اِ مرکب) (از: آرد، دقیق + اهالهٔ عربی، روغن و چربو) کاچی. حریرهٔ آردی. (زمخشری). اوماج. (صراح). سخینه. (صراح) (زمخشری). بلماق. بولماج. آرددوله. آردتوله. آرداله. (مهذب الاسماء). اَردوله.
کلمات همقافیه با «آردهاله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر