معنی آرایش کردن
7 بازدید
[ یِ کَ دَ ] (مص مرکب) تزیین. تزیّن. آراستن. جلوه کردن. || طرازیدن. پدرام کردن. تدبیج. تنقیش. خودسازی.
کلمات همقافیه با «آرایش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر