معنی آذرفزا
8 بازدید
[ ذَ فَ ] (اِ مرکب) آتش افروز. آذرفروز. آذرافزا. ظرفی سفالینه که مجاور آتش نیم افروخته نهند تیز کردن آنرا: نفس را بعذرم چو انگیز کرد چو آذرفزا آتشم تیز کرد. رودکی. || مقراضی که آتش بدان تند و تیز کنند. || (نف مرکب) سادن و خادم آتشکده.
کلمات همقافیه با «آذرفزا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زا» برای سرودن شعر