معنی آدینده
7 بازدید
[ یَ دَ / دِ ] (اِ) قوس قزح : عَلَم ابر و تندر بود کوس او کمان آدینده شود ژاله تیر.رودکی. و آن را کمان گردون، کمان بهن، کمان رستم، کمان شیطان، آفنداک، شدکیس، سرویسه، تیراژه، صدکیس، آزفنداک، ایرسا، طوق بهار، افنداک و درونه نیز خوانند و عامه آن را قالیچهٔ فاطمه گویند.
کلمات همقافیه با «آدینده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر