معنی آدمیت
6 بازدید
[ دَ می یَ ] (ع مص جعلی، اِمص) انسانیت. مردمی. بشریت. آزرم : برنجید و گفت این طایفهٔ خرقه پوشان امثال حیوانند، اهلیت و آدمیت ندارند. (گلستان سعدی). بحقیقت آدمی باش و گرنه مرغ دانی که همین سخن بگوید بزبان آدمیت.سعدی. طیران مرغ دیدی تو ز پای بند شهوت بدر آی تا ببینی طیران آدمیت.سعدی. گفتم این شرط آدمیت نیست مرغ تسبیح خوان و من خاموش.سعدی. - امثال: آدمی را آدمیت لازم است؛ مردم را صفات مردمی باید.
کلمات همقافیه با «آدمیت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یت» برای سرودن شعر