معنی آخذ
7 بازدید
[ خِ ] (ع ص) گیرنده. ج، آخذین. || شتری که بفربهی آغازیده باشد. || اشتری که دندان آن شروع ببرآمدن کرده باشد. || شیر که زبان بگزد از شدت ترشی. || آنکه چشم دردگن دارد.
کلمات همقافیه با «آخذ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «خذ» برای سرودن شعر