معنی آجین
8 بازدید
(ن مف) آجیده. آژده. آزده : ز شاخ گوزنان رمه در رمه زمین بیشه ای گشت آجین همه.فردوسی. - تیرآجین؛ بتیر بسیار زده شده. - شمع آجین کردن؛ عقوبتی که تن را جای جای سوراخ کرده، شمع در آن فروکرده افروختندی.
کلمات همقافیه با «آجین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر