معنی آب کندن
8 بازدید
[ کَ دَ ] (مص مرکب) آب انداختن ماست یا آش سرد و جز آن چون قسمتی از آن را برگرفته باشند. آب انداختن.
کلمات همقافیه با «آب کندن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر