معنی آب پشت
6 بازدید
[ بِ پُ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) نطفه. منی. آب مردی : آب رخ زآب پشت بگریزد کآب پشت آب رویها ریزد.سنائی.
کلمات همقافیه با «آب پشت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شت» برای سرودن شعر