معنی آب لیمو
9 بازدید
[ بِ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) آبی که از فشردن لیموی ترش حاصل کنند: آرزویی که ترا هست به آب لیمو شرح آن راست نیاید به هزاران طومار. بسحاق اطعمه.
کلمات همقافیه با «آب لیمو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مو» برای سرودن شعر