معنی آب خوردن
5 بازدید
[ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب) آشامیدن آب : هرچند خلنده ست چو همسایهٔ خرماست بر شاخ چو خرماش همی آب خورَد خار. ناصرخسرو. - در یک آب خوردن؛ در لحظه ای. در مدتی سخت کوتاه.
کلمات همقافیه با «آب خوردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر