معنی آبگینهٔ مخروط
9 بازدید
[ نَ / نِ یِ مَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) آبگینهٔ تراشیده. بلور تراش خورده: و از بغداد جامه های پنبه و ابریشم و آبگینه های مخروط و آلتهای مدهون خیزد. (حدودالعالم).
کلمات همقافیه با «آبگینهٔ مخروط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وط» برای سرودن شعر