معنی آبگردش
7 بازدید
[ گَ دِ ] (ص مرکب) تندرفتار: آب گردش مرکبی کز چابکی هنگام تک نعل سخت او ز خاک نرم می گردد غبار. ازرقی. || (اِ مرکب) نوبت آب در اصطلاح برزگران.
کلمات همقافیه با «آبگردش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دش» برای سرودن شعر