معنی آبگاه
7 بازدید
(اِ مرکب) ورد. مورد. (زمخشری). منهل. مصنعه. تالاب. استخر. آبخور. || مثانه. || تهیگاه. زیر اضلاع از دو سوی وحشی تن آدمی و دیگر جانوران. خاصره.
کلمات همقافیه با «آبگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر