معنی آبچین
7 بازدید
(اِ مرکب) جامه ای که تن مرده را پس از غسل بدان خشک کنند. (از برهان): براهام گفت ای نبرده سوار همی رنجه داری مرا خوارخوار بخسبی و چیزت بدزدد کسی از این در مرا رنجه داری بسی بخانه درآی ار جهان تنگ شد همه کار بی برگ و بی رنگ شد به پیمان که چیزی نخواهی ز من ندارم بمرگ آبچین و کفن.فردوسی. بپوشم [مرا] به آیین به جامه یْ عجم کفن وآبچین ده ز کافور نم.اسدی. و آن را به عربی مرشحه و مرشف (ربنجنی) و قطیفه گویند.
کلمات همقافیه با «آبچین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر