معنی آبنورد
9 بازدید
[ نَ وَ ] (نف مرکب) ملاح. دریانورد: خلیل آتش کوبی کلیم آب نورد چه باک داری در کارزار از آتش و آب. مسعودسعد.
کلمات همقافیه با «آبنورد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رد» برای سرودن شعر