معنی آبندیده
7 بازدید
[ نَ دی دَ / دِ ] (ن مف مرکب) جامه یا سفال و مانند آن که هیچگاه شسته نشده و آب بدان نرسیده باشد: کوزهٔ آب ندیده. کرباس آب ندیده.
کلمات همقافیه با «آبندیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر