معنی آبلهرو
6 بازدید
[ بِ لَ / لِ ] (ص مرکب) مجدر: سلطان ملکشاه... آبله رو بود، چهره بزردی مایل. (راحةالصدور راوندی).
کلمات همقافیه با «آبلهرو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر