معنی آبلنبه کردن
8 بازدید
[ لَمْ بَ / بِ کَ دَ ] (مص مرکب) فشردن میوهٔ چون نار و جدا کردن آب آن از دانه در پوست خود.
کلمات همقافیه با «آبلنبه کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر