معنی آبروی

معنی آبروی

6 بازدید
[ بِ ] (اِ مرکب) آب روی. آبرو. حرمت. عزّت. شرف. اعتبار. ناموس. جاه. (ربنجنی). عِرض. ارج. قدر. (ربنجنی). شأن : درِ بی نیازی بشمشیر جوی بکشور بود شاه را آب روی.فردوسی. اگر راستی تان بود گفتگوی به نزدیک منْتان بود آبروی.فردوسی. بدانش بود مرد را آبروی ببیدانشی تا توانی مپوی.فردوسی. چنین گفت بهرام کاین خود مگوی که از شاه گیرد سپه آبروی.فردوسی. فروشنده ام هم خریدارجوی فزاید مرا نزد کرم آبروی.فردوسی. - آبروی کسی را ریختن و آب روی کسی ریختن و تیره گشتن یا کردنِ آبروی کسی و شدنِ آبروی و آبروی کسی را بردن و بر باد دادن؛ خوار و بیمقدار و رسوا شدن و کردن : خون خود را گر بریزی بر زمین به که آب روی ریزی بر کنار بت پرسیدن به از مردم پرست پند گیر و کار بند و گوش دار. بوسلیک گرگانی. به خَرّاد گفت آن زمان شهریار که ای از ردان جهان یادگار بدان کودک تیز و نادان بگوی که ما را کنون تیره گشت آبروی که بدرود بادی تو تا جاودان سر و کار ما باد با بخردان.فردوسی. بدو گفت از این سان سخنها مگوی که تیره کنی نزد ما آبروی.فردوسی. چنین داد پاسخ که ای خوبروی بتوران سپه شد مرا آبروی.فردوسی. بدو گفت رو پارسی را بگوی که ایدر بخیره مریز آبروی.فردوسی. به گودرز گشواد از من بگوی که از کار گرگین بشد آبروی.فردوسی. مریز آبروی ای برادر بکوی که دهرت نریزد بشهر آبروی.سعدی. || بمعنی دیماس عربی نیز دیده شده است. || اعزاز. اکرام. احترام : چنان دان که بی شرم بسیارگوی نبیند بنزد کسی آب روی.فردوسی. - امثال: مخواه آبروی مکاه. (از تاریخ گزیده).

کلمات هم‌قافیه با «آبروی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید