معنی آبروغن
7 بازدید
[ رَ / رُو غَ ] (اِ مرکب) روغن گداخته به آب گرم آمیخته که چلو را دهند. || ثرید. ترید. زریقاء. اشکنه.
کلمات همقافیه با «آبروغن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غن» برای سرودن شعر