معنی آبر
7 بازدید
[ بُ ] (اِخ) قریه ای از سیستان، و ابوالحسن محمدبن حسین بن ابراهیم بن عاصم آبری از ائمهٔ حدیث بدانجا منسوب است. (معجم البلدان).[ بِ ] (ع ص) آنکه تأبیر خرمابن کند. خرماگشن دهنده. (مهذب الاسماء). رجوع بتأبیر شود.
کلمات همقافیه با «آبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر