معنی آبدارو
7 بازدید
(اِ مرکب) زفت رومی. || مومیایی. و محمدبن زکریای رازی دوای دیگری را به این اسم خوانده. (تحفه).
کلمات همقافیه با «آبدارو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رو» برای سرودن شعر