معنی آبار
7 بازدید
(اِ) اُسْرُب. سرب. || سرب سوخته. آنُک محرق. رصاص اسود. (قاموس). سرب سیاه. و طریقهٔ ساختن آن آن است که سرب را در تابه ای آهنین نهند و کاسه ای که بن آن سوراخ است بر روی تابه واژگون کنند و بدمند تا آنگاه که سرب سوخته گردد و آن در علاج ریشها و بواسیر و سرطان بکار است. و نیز توتیا و اثمد را آبار نام داده اند، چه مادهٔ عاملهٔ آن سرب سوخته است.(اِ) دفتر حساب و دیوان حساب و آن را آواره و آوارجه نیز گویند و شاید کلمه صورتی از آمار و آماره است.(ع اِ) جِ بئر.(اِخ) نام قریه ای به واسط.
کلمات همقافیه با «آبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر