معنی آباد بوم

معنی آباد بوم

7 بازدید
(اِ مرکب) جای آباد: یکی شارسان کرد و آباد بوم برآورد بهر اسیران روم.فردوسی. ز توران و از هند و از چین و روم ز هر کشوری کان بد آباد بوم همی باژ بردند نزدیک شاه برخشنده روز و شبان سیاه.فردوسی. چو آگاهی آمد ز ایران بروم که ویران شد آن مرز آباد بوم...فردوسی. گشاده شد آن مرز آباد بوم سواری بدیدند جنگی ز روم.فردوسی. بدو گفت از ایدر برو تا به روم میاسای هیچ اندر آباد بوم.فردوسی. || (اِخ) در ابیات ذیل نام محلی گمان میرود و شاید ایران مراد باشد: چنین گفت روشندل پارسی که بگذشت سال از برش چارسی که خسرو [ پرویز ] فرستاد کسها بروم بهند و به چین و به آباد بوم برفتند کاریگران سه هزار ز هر کشوری هرکه بد نامدار.فردوسی. هم آنگه فرستاد کسها بروم بهند و بچین و به آباد بوم.فردوسی. هر آنکس که بود اندر آباد بوم رسیدند سرتاسر اکنون بروم.فردوسی. بیامد پراندیشه زآباد بوم همی رفت هم زین نشان تا بروم.فردوسی. سپاهی بدو داد تا باژ روم بخواهد سپارد به آباد بوم.فردوسی.

کلمات هم‌قافیه با «آباد بوم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «وم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید