معنی آبآورده
7 بازدید
[ وَ دَ / دِ ] (ن مف مرکب، اِ مرکب) آب آورد: دوش ازبرای مطبخش هیزم ز مژگان برده ام گفت از کجا آورده ای خاشاک آب آورده را. ؟ || چشم آب آورده؛ چشمی که ببیماری آب مبتلی باشد.
کلمات همقافیه با «آبآورده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر