معنی واژه جزیعة
5 بازدید
[ جَ عَ ] (ع اِ) رمهٔ گوسپند. (منتهی الارب). رمهٔ گوسفندان. (آنندراج). گلهٔ گوسفند که از رمه جدا کنند. ج، جَزایِع. (مهذب الاسماء نسخهٔ خطی). دسته ای از گوسپندان. ج، جَزائِع. (از اقرب الموارد). جُزَیعَة. (منتهی الارب) (آنندراج) (اقرب الموارد) (از متن اللغة).[ جُ زَ عَ ] (ع اِ مصغر) همان جَزیعَة بمعنی رمهٔ گوسپند است. (منتهی الارب). مصغراً، رمهٔ گوسپند. (آنندراج). رجوع به جَزیعَة شود. مصغر جِزْعَة بمعنی دسته ای از گوسپندان. (از اقرب الموارد از لسان). || پاره ای از شب، ساعات گذشته یا آینده. || کمتر از نصف، از اول یا آخر شب. || جایگاه اجتماع درختان که دواب در آن استراحت کنند. || جایگاه گشاده و مستدیری که در آن درختان باشد. (از متن اللغة).