آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

معنی واژه : رمه



لغت نامه دهخدا

رمه . [ رَ م َ / م ِ ] (اِ) گله ٔ گوسفند و ایلخی اسب .(برهان ). گله ٔ گوسفند. (آنندراج ). گله ٔ گوسفند و امثال آنها. (فرهنگ نظام ). گله ٔ گوسپندان . (ناظم الاطباء). سیله . رمک . (برهان ). رَمَق . (منتهی الارب ) (المعرب جوالیقی ). قطیع. ثَلّة. (منتهی الارب ) :
پس بیوبارید ایشان را همه
نه شبان را هشت زنده نه رمه .

رودکی .


خردپادشاهی بود مهربان
بود در رمه گرگ را چون شبان .

ابوشکور.


و رمه های خوک دارند [ صقلابیان ] همچنانک رمه ٔ گوسفند. (حدود العالم ).
که گرگ اندرآمد میان رمه
سگ و مرد را دید در دمدمه .

فردوسی .


اگر گوسفندی برند از رمه
به تیره شب و روزگار دمه .

فردوسی .


چنان شد که از بی شبانی رمه
پراکنده گردد بروز دمه .

فردوسی .


هم با رمه ٔ اسبم و هم با گله ٔ میش
هم با صنم چینم و هم با بت تاتار.

فرخی .


از رمه خیری نماند چون بماند بی شبان .

عنصری .


مر آن گرگ را مرگ به از دمه
که بی خورد ماند میان رمه .

اسدی .


بمرد اشتر ابلهی در رمه
به درویش دادمش گفتا همه .

اسدی .


شبان کز میان شد چه باشد رمه .

اسدی .


با این رمه ٔ ستور گمره
هرگز ندوم نه من حمارم .

ناصرخسرو.


هر زمان بدتر بود حال رمه
چون بود از گرسنه گرگان رعات .

ناصرخسرو.


تو داد دهی بروز محشر
زین یک رمه گاو بی فسارم .

ناصرخسرو.


ای بخرد تو مرم چون رمه از ما
مرغ نئی چون رمی و ما نه شگالیم .

ناصرخسرو.


و باد در رمه پدید آمد و او را چهل رمه گوسفند بود. (قصص الانبیاء).
تو انصاف ده چون بماند رمه
چو از گرگ درنده سازی شبان .

مسعودسعد.


شبان چون شد خراب از باده ٔ ناب
رمه در معده ٔ گرگان کند خواب .

امیرخسرو.


- رمه دور برسیدن ؛ کار از کار گذشتن . دیر شدن وقت کاری . کار از چاره گذشتن : خواجه در راه مرا گفت این خداوند اکنون آگاه شد که رمه دور برسید اما هم نیک است تا بیش چنین نرود. (تاریخ بیهقی ).
- رمه رمه ؛ گله گله . دسته دسته :
رمه رمه بز و بزغاله ٔ کبود و سیاه
به مرغزار فرودین تو بپرورده .

سوزنی .


|| سپاه و لشکر. (برهان ) (آنندراج ) :
شد از بی شبانی رمه تال و مال
همه دشت تن بود بی دست و یال .

فردوسی .


بدو گفت کز تو بپرسم همه
ز شاه و ز گردنکشان و رمه .

فردوسی .


نیاطوس را داد لشکر همه
بدو گفت مهتر تویی با رمه .

فردوسی .


چند روز بر این صفت بگذاشتند تا رمه ٔ کفار بتمامی مجتمع شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 350). || جمعیت مردم . (برهان ) (آنندراج ). جمعیت مردمان . (ناظم الاطباء). جماعت . گروه مردم :
چو بشنید شه کیقباد آنهمه
برآوردسر از میان رمه .

فردوسی .


سر یک رمه مردم بیگناه
به خاک اندر آرد ز بهر کلاه .

فردوسی .


سخنهای دستان شنیدم همه
که برخواند آن را به پیش رمه .

فردوسی .


زین رمه یک سو شو و از دل بشوی
ریم فرومایگی و ریمنی .

ناصرخسرو.


رای آن قاضی بچربید از همه
عقل او در پیش می رفت از رمه .

مولوی .


گفت نائب پیش قاضی آنهمه
که نمودند از شکایت آن رمه .

مولوی .


|| (اِخ ) پروین . ثریا. (برهان ) (آنندراج ). رفه . (برهان ).

تعداد بازدید :2607

لغت نامه معین


(رَ مِ) [ په . ] (اِ.) 1 - گلة گاو و گوسفند و اسب . 2 - گروه مردم .

(رِ مِّ یا مَُ) [ ع . رمة ] (اِ.) 1 - استخوان پوسیده . 2 - مورچة پردار. 3 - کرمک چوب - خوار. 4 - خاک نمناک . 5 - مغز استخوان .

(رُ مَّ) [ ع . رمة ] (اِ.) 1 - پارة رسن پوسیده ، ریسمان پاره . 2 - پیشانی .


تعداد بازدید :2607

لغت نامه عمید

گلۀ گاو، گوسفند، یا اسب.

تعداد بازدید :2607
توضیحاتعلامتتوضیحاتعلامت
صفحه (پیش از عدد)صاسماِ
صفتصاسم خاصاِخ
صلّی اللهُ علیه و آله و سَلَّم(ص)اسم صوتاِصوت
صفحاتصصاسم فعلاِفعل
صفت نسبیص نسبیاسم مرکباِمرکب
ظاهراًظاسم مصدراِمص
عربیعجلدج
علیه السلام (علیهما السلام، علیهم السلام)(ع)جمع - پیش از لغت جمعج،
فرهنگ اسدی نخجوانیفانجمعِ.-پیش از لغت مفردج
قیدقجمعَ الجمعجَج،
قبل از میلادق . م .جمع الجمعجج
میلادیم .چاپچ
مصدرمصحاشیهح
مصدر مرکبمص مرکبحاصل مصدرحامص
نعت تفصیلی (اسم تفصیل، صفت تفصیلی)ن تفحبیب السیر چاپ طهرانحبط
نعت فاعلی (اسم فاعل، صفت فاعلی)نفحاشیه فرهنگ اسدی نخجوانیحفان
نسخه بدلن لرَضِیَ الله عنهُرض
نعت مفعولی (اسم مفعول، صفت مفعولی)ن مفرحمه الله علیهره
هجری شمسیهـ . ش .سطرس
هجری قمریهـ . ق .سلام الله علیه (علیها)(س)

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "کبریا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

شهرزاد قصه‌گو

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 19,075,875
تعداد صفحات : 11903
تعداد اشعار : 11049
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2021
تعداد شاعران آقا : 1463
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5