آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

معنی واژه : گویا



لغت نامه دهخدا

معنی اول

گویا. [گ ُ ] (اِخ ) نقاش زبردست اسپانیایی که در سالهای 1746-1826 م . میزیسته است
 .

معنی دوم

گویا. (اِ) نام آهنگی است . رجوع به کلمه ٔ آهنگ شود
.

معنی سوم

گویا. (نف ) مرکب از گوی (گفتن ) + الف پسوند فاعلی . گوینده . که سخن گفتن تواند. مقابل گنگ و اخرس که ناگویا است . سخن گوینده . ناطق . دارای قوه ٔ نطق . (از برهان ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از بهار عجم ) (از ناظم الاطباء) :
بر هرسخن باز گویا شود
چنان کاب دریا به دریا شود.

ابوشکور.

بیاید یکی مرد گویا ز چین
که چون او مصور نبیند زمین .

فردوسی .

به پیوست گویا پراکنده را
بسفت این چنین درّ آکنده را.

فردوسی .

چو بشنید کودک ز نوشین روان
سرش پرسخن گشت و گویا زبان .

فردوسی .

زبان گردان گویا شود به دار و به گیر
دل دلیران مایل شود به جور و ستم .

فرخی .

هر تنی زیر بار منت اوست
هر زبانی به شکر او گویاست .

فرخی .

این یکی گویا چرا شد نارسیده چون مسیح
و آن دگر بی شوی چون مریم چرا برداشت بار.

منوچهری .

هرآنکه نکورای و دانا بود
نه زیبا بود گرنه گویا بود.

اسدی .

ز خاک آن هنر هم تو پیداکنی
کز آن جان گویا و بینا کنی .

اسدی .

قولی به قلم گوید گویا به کتابت
قولی به زبان گوید مشروح و مفسر.

ناصرخسرو.

چون دو گوا گذشت بر این دعوی
آنگاه راستگوی بود گویا.

ناصرخسرو.

چرخ میگوید به گشتنها که من می بگذرم
جز همین چیزی نگفتی گر چو ما گویاستی .

ناصرخسرو.

شهبازم ارچه بسته زبانم به گاه صید
گرد از هزار بلبل گویا برآورم .

خاقانی .

مصطفی حاضر و حسان عجم مدح سرای
پیش سیمرغ خمش طوطی گویا بینند.

خاقانی .

ساختی کاخ سلیمان جای بانوی سبا
پس به دست مرغ گویا دادی احسنت ای ملک .

خاقانی .

نه گویای زبان از بی زبانی
نه جویای طعام از ناتوانی .

نظامی .

چه عذر آری تو ای خاکی تر از خاک
که گویایی در این خط خطرناک .

نظامی .

گویا به زبان حال کز من
نتوان طلبید نانهاده .

کمال الدین اسماعیل .

شمایلی که در اوصاف حسن و ترکیبش
مجال نطق نباشد زبان گویا را.

سعدی .

بهایم خموشند و گویا بشر
پراکنده گوی از بهایم بتر.

سعدی .

الا ای طوطی گویای اسرار
مبادا خالیت شکر ز منقار.

حافظ.

دَمث ؛ مرد نیک گویا. (منتهی الارب ). این کلمه با کلمه ای دیگر ترکیب شود و معانی خاص دهد اکنون برخی از آن ترکیبات را ذکر میکنیم :
- آدم گویا ؛ ناطق . دارای قوه ٔ نطق . سخنگو.
- بلبل گویا ؛ قول سرا. سراینده .
- چشم گویا ؛ حالت خاصی در چشم که گوئی سخن گوید.
- جانور گویا ؛ آدمی .
- زبان گویا ؛ فصیح ؛ زبان گشاده .
|| که گنگ نیست . که اخرس نیست .
- طوطی گویا ؛ که سخن گفتن تواند.
- گوهر گویا ؛ مجازاً به معنی معشوق آید. (انجمن آرا) (آنندراج ) :
گوهر گویا کزو شد دیده پرگوهر مرا
کرد مشکین چنبر او پشت چون چنبر مرا.

امیرمعزی (از آنندراج ).

- مرد گویا ؛ سخنور.
- مرغ گویا ؛ مرغ که سخن گفتن تواند.
- نظر گویا ؛ مانند چشم گویا. صاحب آنندراج آرد: گویا مجازاً بر نظر اطلاق گردد. و شعر ذیل از صائب به شاهد دارد :
مردمک بحر خموشی است نظربازان را
در حریمی که نباشد نظر گویایی .

صائب .

|| (ق )مخفف گوئیا. گوییا. به معنی ظاهراً و غالباً. (برهان قاطع). مرکب از گوی (امر از گفتن ) به اضافه ٔ الف تردید به معنی شاید و یحتمل :
گویا طلوع میکند از مغرب آفتاب
کاشوب در تمامی ذرات عالم است .

محتشم .

رجوع به گفتن و گوییا شود
.

معنی چهارم

گویا. (اِخ ) (میرزا محمد) از اهل بوانات شیراز است وی و برادرش از خاصان میرزا ملک مشرفی بوده اند و با او به هندوستان مسافرت کردند و در همان جا درگذشت . (الذریعة ج 9 ص 937) (تذکره ٔ ناصری ص 401).
تعداد بازدید :1202

لغت نامه معین

معنی اول


(ص فا.) گوینده ، سخن گو

معنی دوم

(ق .) واژه ای که برای ظن و احتمال به کار رود. مثل : گویا او ایرانی است .


تعداد بازدید :1202

لغت نامه عمید

گوینده؛ سخنگو.

تعداد بازدید :1202
توضیحاتعلامتتوضیحاتعلامت
صفحه (پیش از عدد)صاسماِ
صفتصاسم خاصاِخ
صلّی اللهُ علیه و آله و سَلَّم(ص)اسم صوتاِصوت
صفحاتصصاسم فعلاِفعل
صفت نسبیص نسبیاسم مرکباِمرکب
ظاهراًظاسم مصدراِمص
عربیعجلدج
علیه السلام (علیهما السلام، علیهم السلام)(ع)جمع - پیش از لغت جمعج،
فرهنگ اسدی نخجوانیفانجمعِ.-پیش از لغت مفردج
قیدقجمعَ الجمعجَج،
قبل از میلادق . م .جمع الجمعجج
میلادیم .چاپچ
مصدرمصحاشیهح
مصدر مرکبمص مرکبحاصل مصدرحامص
نعت تفصیلی (اسم تفصیل، صفت تفصیلی)ن تفحبیب السیر چاپ طهرانحبط
نعت فاعلی (اسم فاعل، صفت فاعلی)نفحاشیه فرهنگ اسدی نخجوانیحفان
نسخه بدلن لرَضِیَ الله عنهُرض
نعت مفعولی (اسم مفعول، صفت مفعولی)ن مفرحمه الله علیهره
هجری شمسیهـ . ش .سطرس
هجری قمریهـ . ق .سلام الله علیه (علیها)(س)

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "گل شراب" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

شهرزاد قصه‌گو

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 20,973,611
تعداد صفحات : 11848
تعداد اشعار : 10994
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2018
تعداد شاعران آقا : 1460
تعداد شاعران خانم : 558
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5