آوای دل
d
d
d

معنی واژه : زنا



لغت نامه دهخدا

معنی اول

زنا. [ زَ ] (نف ) زننده . (ناظم الاطباء).

معنی دوم

زنا. [ زِ ] (ع اِمص ) به لغت حجاز مجامعت با زن بطور حرامی . (ناظم الاطباء). رجوع به ماده ٔ بعد شود.

معنی سوم

زنا. [ زِ ] (ع اِمص ) جمع شدن با زن بطور حرامی و روسپی بارگی که جِهمَرز نیز گویند. (ناظم الاطباء). برابر با زناء عربی . رجوع به زناء شود. (از فرهنگ فارسی معین ) :
چو بیدادگر شد جهاندار شاه
به گردون نتابد ببایست ماه ...
زنا وریا آشکارا شود
دل نرم چون سنگ خارا شود.

فردوسی .

گر احمد مرسل پدر امت خویش است
جز شیعت و فرزند وی اولاد زنااند.

ناصرخسرو.

زنا و مسخره جور و محال و غیبت و دزدی
دروغ و مکر وعشوه ، کبر و طراری و غمازی .

ناصرخسرو.

زنا بود که سخن را به اهل جهل دهی
زنا مکن که نه خوبست زی خدای ،زنی .

ناصرخسرو.

- اولاد زنا ؛ ولدالزنا. حرام زاده . زادغر و پسندره . خشوک . (ناظم الاطباء). رجوع به زناء شود.
- زنازاده ؛ ولدالزنا.خشوک . ابن البغی . ابن المسافحه . حرام زاده . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). نغل . نغیل . (از منتهی الارب ). فرزند زنا و حرام زاده . (ناظم الاطباء).
- زناکار ؛ ترجمه ٔ زانی است . (آنندراج ). روسپی باره . زانی . (ناظم الاطباء). زانی . فاجر. تبهکار. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). لفظی است که هم بر مرد و هم بر زن ... اطلاق شود. شریعت موسی ، قوم اسرائیل را منع می کندکه دختران خود را به زنا وادارند و اگر دختر کاهنی زنا کند باید سوخته شود و زن زانیه بر حسب شریعت نجس بود، چنانکه اسم وی را به اسم سگ قرین ساخته می فرماید: «اجرت فاحشه و قیمت سگ را به خانه ٔ خدا میاور». (قاموس کتاب مقدس ).
- زناکاری ؛ روسپی بارگی و زنا و جماع غیرمشروع و جِهمَرز. (ناظم الاطباء).
- زنا کردن ؛ سفاح .بغا. عنت . مسافحه . تسافح . اسواء. عهر. عهارة. عهور.عهورة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). جماع نامشروع :
ور زنا می کرد چون کس نیست از روی قیاس
هر دو را کشتن چو یکدیگر چرا آمد جزا.

ناصرخسرو.

- زناگر ؛ زناکننده . زانی :
عیار پیشه جوانی زناگری دزدی
همی کشیدش هر روز رشته در سوفار.

سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

- زنای محصنه ؛ زنا با زن شوهردار. (فرهنگ فارسی معین ).


تعداد بازدید :2771

لغت نامه معین

به معادل واژه زنا  در لغت نامه دهخدا و عمید در همین صفحه مراجعه کنید

تعداد بازدید :2771

لغت نامه عمید

هم‌بستر شدن مرد و زن به‌طور نامشروع.
⟨ زنای محصنه: (فقه) زنا با زن شوهردار.

تعداد بازدید :2771
توضیحاتعلامتتوضیحاتعلامت
صفحه (پیش از عدد)صاسماِ
صفتصاسم خاصاِخ
صلّی اللهُ علیه و آله و سَلَّم(ص)اسم صوتاِصوت
صفحاتصصاسم فعلاِفعل
صفت نسبیص نسبیاسم مرکباِمرکب
ظاهراًظاسم مصدراِمص
عربیعجلدج
علیه السلام (علیهما السلام، علیهم السلام)(ع)جمع - پیش از لغت جمعج،
فرهنگ اسدی نخجوانیفانجمعِ.-پیش از لغت مفردج
قیدقجمعَ الجمعجَج،
قبل از میلادق . م .جمع الجمعجج
میلادیم .چاپچ
مصدرمصحاشیهح
مصدر مرکبمص مرکبحاصل مصدرحامص
نعت تفصیلی (اسم تفصیل، صفت تفصیلی)ن تفحبیب السیر چاپ طهرانحبط
نعت فاعلی (اسم فاعل، صفت فاعلی)نفحاشیه فرهنگ اسدی نخجوانیحفان
نسخه بدلن لرَضِیَ الله عنهُرض
نعت مفعولی (اسم مفعول، صفت مفعولی)ن مفرحمه الله علیهره
هجری شمسیهـ . ش .سطرس
هجری قمریهـ . ق .سلام الله علیه (علیها)(س)

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "اهداء" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

راز محبت و آشنایی در غزلیات حافظ

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,462,871
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5