آوای دل
d
d
d

اشعار غزل

نمایش 281-320 از 3807 نتیجه
  • avatar پلی تا کودکی


    شاید پلی تا کودکی هایم بسازم
    آهنگ شادی توی گهواره نوازم

    شاید بجای پرسه در وهم و خیالات
    بر کودکی بر گشته و کاخی بسازم

    شاید برای کاخ،کوخ کوچکی را
    ترسیم کرده بر محالاتش بنازم

    دسته گلی از عمر برق آسا بچینم
    بر لشکر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اقبال
    چنان آشفته ام، درگیرمو دلتنگ و بدحالم
    که حتی بودنت با من، نخواهد کرد خوشحالم

    همیشه سنگ می افتد جلوی پای لنگ من
    دلم میگیرد از بختم ازین بخت بد اقبالم

    سر ناسازگاری با زمین و آسمان دارم
    همیشه از همه، از هرچه دورم هست می نالم
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تو به من یاد بده
     

    توبه من یاد بده دانش کوکب هارا
    به تو تقدیم کنم تابه سحر لبهارا

     تو ازاین جنگل وارونه ی من دست مکش
    هیزمی جمع کن و شعله بزن تبهارا


    تا دم صبح دم پنجره مهمانم باش
    طی مکن پای پیاده غزل شب هارا

    از زمانی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دست بردم درون خاطره ها

    شوق پرواز مرده بود انگار توی فصل سقوط پنجره ها
    تا تو را خوبِ خوب بنویسم دست بردم درون خاطره ها

    روی آویز غصه آویزان چمدانی پر از حقیقتِ محض
    عزل میشد به دست تو عشقم در خیال حسود باکره ها

    در کنار ترانه ی باران شعله ی خاطرات می رقص

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مرد جوان


    در همين فرصت كوتاه تو را كرد نگاه
    گفت لا حول و لاقوة الا بالله

    پدرش مرد بزرگيست به اندازه كوه
    پشت او قرص شده با مدد از حضرت ماه

    گفت با اهل حرم گرم نگيري پسرم
    مثل يك مرد عزادار پر از ناله و آه

    رنج دوري علي تا به د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مظلمه ی عشق

    یاد من گر نکند یار فراموشش باد
    خون من در قدحش باده شود نوشش باد

    دل و دین برده به یغما صنم باده فروش
    خم پر جوش فدای لب خاموشش باد

    جلوه ی مه به چمن بین و تن عریانش
    شرمی از عارض آن سرو قبا پوشش باد

    کو نگارم که صبوحی بزن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خداحافظ
    میرسی روزی که بی شک برگ و بارم رفته است
    در خزان فصل های غم قرارم رفته است

    همچو سرداری شدم در دست دشمن ناامید
    در میان لشکر خود اعتبارم رفته است

    خسته ام مثل تمام کودکان گل فروش
    کز ازل بخت و خوشی از روزگارم رفته است

    همچو سه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نفرین
    هر شب تماشا می کنم سمت نگاهت را
     حتی اگر پنهان کنی از من گناهت را

    وقتی که می بینی مرا از دور ،میدانم
     این بار هم کج می کنی آهسته راحت را

    بر روی اسمم خط کشیدی تا بفهمم که
    دیگر نخواهی کرد تکرار ، اشتباهت را

    از

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حیف
    کفتری بود که از بام دلم دان نگرفت
    ارتشی بودم و سردار ازو سان نگرفت
    اتفاقی شدم و بر سر راه افتادم
    حادثه بودم و این حادثه امکان نگرفت
    من نفس از نفس افتاده شدم می میردم
    تکیه بر خاطره کردم ولی جان نگرفت
    تشنه از سمت فرات دل او برگشتم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar من عاشق عکاسی از این زاویه هایم
    چون نور گذر کرده ای از قرنیـــــه هایم
    ای داغ ترین دغدغــــه ی ثانیِِـــــه هایم

    سرفصــل خبر های مهمی ست وجودت
    من خط خطی ساده ی این حاشیه هایم

    تو گوشه ای از باغ نشستی لبِ ایوان
    من عاشق عکاسی از این زاویه هایم!

    انگار نفس

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خراش خاطرات بر قامت درخت
    اتفاق بزرگ زندگی ام ! کی می افتی میان آغوشم؟
    من که عمری نخورده مست توام ،کی تو را جرعه جرعه می نوشم؟


    کی قرار است آنکه می خواهم ، ته فنجان فال من باشی؟
    یا که اصلا بگو چگونه؟ کجا؟ کی قرار است مال من باشی؟


    این سوالات مرد زندا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar در سکوت مطلق نیمه شبی محرم شدیم
    در سکوت مطلق نیمه شبی محرم شدیم
    ما بدون خطبه های عربی محرم شدیم

    در گریز از آیه هایی که تو را انکار کرد
    در دل پس کوچه های حلبی محرم شدیم

    دست لرزان تو را وقتی گرفتم سرد بود
    در هجوم رعشه های عصبی محرم شدیم

    مثل سیگاری که در

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پلک درهم رفته


    پلک در هم رفته از شب زنده داریهای توست
    سوخت این محصول از نقش نگاریهای توست

    درخزان این بیابان ریشه دارد رفتنت
    این رد جامانده رد چرخ گاریهای توست

    یادت آمد قهرمان عشق بودی پیشها
    زین اسب کهنه از توسن سواریهای توست

    خو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تمام ِ چاه ها لبریز از فریاد ِ خاموشند

    شبی ای کاش  دنیا را  اذان  می داد و می آمد
    خبـر از  آرزوهای  نهان  می داد و می آمد


    برای گفتن ِ هر آنچه باید در جهان باشد
    تک و تنها ئی اش را گفتمان می داد  و می آمد


    تمام  ِ کوله ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یوسف لب چاه است
    چشمی ست پر از اشک که لبریز نگاه است
    این برکه که در آن همه شب چهره ی ماه است

    ما دلشده ی قامت بی نقص خیالیم
    افسوس که این دلشدگی مسئله خواه است

    این شعله ی وهم است ز دل کرده زبانه
    داغی که به سر می کند این شمع کلاه است

    نیکویی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar جای پایت


    دل  درد مندم به درد آَشناست
     رفیق دلم سردی  لحظه هاست

    در این شهر شد همدمم بی کسی
    پر از خالی ام دست هایت کجاست؟

    چه شب ها که چشمم به ره مانده است
    چه شب ها که چشمانت از من جداست

    به در هر چه باید زدم ح

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آن ماي تنها
    تفسیر آغوشت فقط تنها شدن بود
    آن "ما"ی تنها بهتر از این ما شدن بود

    آخر مگر این نیست کز روز ازل رود....
    پیوسته در رویای این دریا شدن بود

    حق شقایق، فکر میکردیم، از عشق
    عریان در آغوش گلستان وا شدن بود

    در التهاب باور فرهاد،شا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پرسه خيال


    پرسه خیال

    شبی مهتابی  و  ازابرخالی
    خیالت پرسه میزد این حوالی

    نگاهم رابه پیچ کوچه بستم
    ودل دادم ... به تصویری خیالی

    به زیر ِ نقره ریز ِ سرد مهتاب
    تو را احساس میکردم ، چه عالی


    پی یک لحظه گم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گُردۀ من
    "گُردۀ من"

    گُرده ام ، ای مآمن امن هزاران خوش سوار
    بُرده ام من ، روی تو قوم ِ سواران بی شمار

    گُرده ام ، با خوش نشینانت مکن تندی دگر
    تا که در وقت نشستن پشتشان گیرد قرار

    گُرده ام ، تاخون به رگهای تن من جاری است
    رو مگردان از

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar در محضر عشق
    من جـان و دل  آورده ام ، تا با تـو گردم آشـنـا
    منّت گذارو لحظه ای، یک گوشه ی چشمی نما

    دانـم نباشد قابلت  ، این جــان و این حالاتِ من
    شاید مگرجانا زِ من ؛ یک گونه ای دیدی خطا؟

    گفتا: خطایت؛ دیدن و بشنیدن و هم گفتن است
    ا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دلی مثل غزل
     دلی که مثل غزل از ندیدنت خون است
     شبیه گریه ی کارون ورود جیحون است

     تویی که باغ تنت از بنفشه سرشاراست
    تویی که عطر تنت عطر ناب کاشون است
     
      شبیه آجر یک خانه این دلم مشکن
    دلی که مثل جهان بی مثال وبی چو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خلوت خیال
    در خلوت خیالم یادت همیشه جاریست
    رویای سبز شبها لالایی خداییست

    چشمان بی رمق در صحرای انتظارت
    مشتاق جستجوی ساقی آسمانیست

    بر ساحل خیالت ره می سپارم از عشق
    مدهوش از نگاهی دل مست عشق و بازیست

    دل واژه های شعرم در آسمان ت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar طرح

    روی بوم دلمان طرح جدیدی بکشیم
    طرح نابودی زشتی وپلیدی بکشیم

    یادیاران سفرکرده ی دربند واسیر
    سرهرکوچه ی دل عکس شهیدی بکشیم

    گره ازکار فروبسته ی هم بازکنیم
    قفل اگر باز نشد طرح کلیدی بکشیم

    طرح دریا؛ قله ی کو ه بلندی بربوم<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رویش عشق
    " تقدیم به صاحب عصر "

    شبی ز برق نگاهت ستاره ها چیدم
    سبد سبد گل عشقت به عمق دل دیدم

    ستاره ای که درخشید و باغ دل روئید
    تمام رویش خود را  ز عشق فهمیدم

    نگین آسمان دلی پرتویی به من افکن
    که از نگاه خمار تو درد برچیدم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زيبا رخ شهر

    اگر زيبا رخ شهرم بدست آرد دل ما را
    بگيرم از دلش بار غم امروز و فردا را

    نيم من اهل لاف و همچونان حافظ نمي گويم:
    "به خال هندويش بخشم،سمرقند و بخارا را"

    كه از خاك شهيدانم به ليلايي نمي بخشم
    كه بخشيديم،بهر اين وطن،مجنون ليلا را

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خط قرمز
    تو ای بانو ، گمانم لفظ هرگز را نمی فهمی
    تفال کم بزن،پیداست حافظ را نمی فهمی

    انار نوبر لبهات وصفش در سمرقند است
    چرا بی آبرویی ، خط قرمز را نمی فهمی

    من اندوه نگاهم را به رنج حجله بخشیدم
    هماغوشیِ با یک بسته پونز را نمی فهمی
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اسم تو
    ﺍﺳﻢ ﺗﻮ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﯿﺎﯾﺪ ﻣﻦ ﺭﻭﺍﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮَﻡ !
    ﺟﺒﻬﻪ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ،ﺑﻼﯾﯽ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸــــﻮﻡ ..

    ﯾﮑﺪﻓﻌﻪ ﭘُﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ،ﺳَﺮ ﻣﯿﺮﻭﻡ،ﺭُﺥ ﻣﯿﺪﻫﻢ
    ﻣﺜﻞِ ﺑﺎﺭﺍﻥ، ﺍﺗـــﻔﺎﻗﯽ ﻧﺎﮔﻬــــــﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ ...

    ﻣﯿﭙﺮﺩ ﭘﻠﮑﻢ ﺧﺸﻦ ﻫﻢ ﻣﯿﺸﻮﻡ،ﺍﻣﺎ ﺑﺒﯿﻦ ...
    ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ ﺩﭼﺎﺭِ ﻣﻬﺮْﺑـﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸﻮﻡ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دلبرم


    تا به رویش خوگرفتم زدبناز
    دردلم بااوبگویم قصه باز

    قصه هایم رانمی داند کسی
    چون که انان بامنند مانندراز

    من چه گویم با کسی سردرون
    تابگویم میزندصد جورِساز

    دلبرم دنیای من بوددرجهان
    اوزبودن درکنارم بی نیاز

    کا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar مجلس انس


    مجلـس انـس و صحـبت دلــدار
     بــاده و ســـاقی ونـی و مــزمــار1

    درهــوای بهــــارو رونــق گــل
     خـوش بود ای مصـاحب2 بیــدار

    بـا تـــرنـم کـــــنارجــوی نشــین
    گل بیـــافشـــان و غــم بدل مگـذار

    نــوش

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پشت عکس

    پشت عکس دیگران پنهان شدن حسنی ندارد
    سرمه بر چشمان نابینا دگر سودی ندارد

    پا برهنه در خیال و آرزو گشتن محال است
    حسرت دل را بچین از بن که بهبودی ندارد

    در توانت نیست خواندن بشکن این بانگ و صدا را
    که سرودِ زنده رودِ شهر ما رودی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بخشنده ترین امام

    دریای  کرم  نهان و پیدا بخشد
    منظومه ی تو حید  به دنیا بخشد

    میلاد حسن تولد خوبی هاست
    آرامش و امید به جان ها بخشد

    از حیدر کرار هزاران  رحمت
    از فاطمه  عترت به دل ما  بخشد

    از لطف حسن بهشت مع

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar صبای ظهور
    کجـایــی  یوسفِ  کنعانـیِ مــا ؟
    انیـس و مونـسِ  تنهــائیِ  مــا

    فراقـت ، کرده یعقوبی همه را
    نموده  تـار ، این  بینا ییِ مــا

    صبا آرد چو بویت را به کنعان
    فراهـم  می شود  شادابـی ِ مـــا...

    نمایش کامل شعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "ناشکیبا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

شهرزاد قصه‌گو

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,445,347
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5