آوای دل
d
d
d

اشعار ديگر

نمایش 281-320 از 1352 نتیجه
  • avatar دولت رویت



    تو بدان که من از کوی تو دیوانه و آواره و مدهوش روم
    که من از دولت رویت یه نفس به شوق سحری نزدیکم
      گر از این شب تیره ز خیال و هوایت به وقتش گذرم
    بانگ خروس خان سحری را ز عشقت به گلویی بدرم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar سقوط...!
    در قله ای مه آلود

    در تنگ نای لحظه ای ناب

    قطره،

    سرد و یخ زده باران/ از قلبم گریخت

    زمین لفزید

    معلق در هوا به سقوط ام نگریستم

    و دیدم، مرگ را همین جا/ زیر پای من و تو

    بازی اش گرفته است

    دستانم رها به

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar واژه های سردرگم

    واژه ها سردم گم شعرم شدن

    بر سر خط جمله ای دردم شدن

    با شب و مهتاب همراهم شدن

    در دل شب واژه ای در هم شدن

    ای عجب از رازهایی که افشا شدن

    بر سر خط مصرعی بی پروا شدن

    میانه نقطه چین هر صفحه پیدا شدن

    واژه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar توکل
    کمی  دستان  سردم  را  بیا  در  غربتم  ها  کن

    غبار  از  چهره ام  بردار  و  فردا  را  تماشا  کن

    بیا خورشید شبها باش، هوا اینجا زمستانیست

    من از فردا خبر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ای من ...
    رسول اکرم ( ص ) :

    (( .. بپرهیز از این که مرگ ، تو را در حال لغزش و خطا دریابد ... ))

     ...ای من
    مرگ خواهد آمد و به چشمانت خواهد نگریس
    و چشمانت همانند
     ،کلامی عبث
     ،فریادی خاموش
     .یا سکوتی محض خواهد ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آرزوها


    آرزو هایم دگر باطل شدن

    در پی عشقی دگر ظاهر شدن

    با خودم گفتم که این حکم خداست

    تا که تنهای همه عالم شدم

    روزگارم با خودم مبهوت شد

    عاشقی دیگر ز سر نا بود شد

    عشق را در هر طریقت یافتم

    عاقبت با بی کسی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خرافه
      مث مریمی پاک و مرتد شدم

      ته خفت و اوج غربت شدم

      نماینده دست کفار شدم

      گنه کرده هر دو عالم شدم

      سر ان غصه و درد و آهم سه پیچ

      مث پیچ گوشتی تو سوراخ پیچ

      دوباره برای غ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar من همان ...
    من همان مرشد مستم خون و دردم خریدارم

    مثل یک کولی بی کس همه جا هست نشانم

    همه ی هر چه که بودم با تمنای دل من

    در دل این شب سردم خاطره های محالم

    بعد از این بهار آشنا دیگر از جنس خزانم

    لرزه های تن و جونم برده حس را از زب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دولت عشق
    ای عشق مرا دوباره مرهـــــم شــده ای
      شـکرت که چنین مسبّب غــم شده ای   

    از عقـــــــل برون آمده در قلـــــب مـــنی
      نقّـــــاش ازل ، فاتــــح عالــــم شده ای   

    صد مغلطه کردم که مگر سســـت شوی
    &

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کلاغ سیاه دنیای بی تو بودنم

    هر قدر کلاغ سیاه دنیای بی تو بودنم را

    رنگ خیال میزنم

    و بودنت را به دروغ میفروشم به قلبم

    بازهم,بازهم,بازهم

    چشمانم برملا میکنند دروغم را

    خیالم را با اشک هاشان مشورند

    و بازهم ,بازهم,بازهم

    همان کلاغ سیاه د

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دل شاد
    روزگاری می نواختم ساز زیبای دل

    عاشقی بودم و در نقش یک بی دل

    خنده های آسمانیم می درید دلهای آشفته

    رویای با تو بودن مرهمی بود براین دل آزرده

    آموختم زندگی رسم خوشایندیست

    از تو گفتن قصه ی زیباپسندیست

    خواهم گریز ک

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar قانون جنگل
    به من که می رسدحرف قانون می زند

    کدخدای دهمان

    باسواره نظام است و

    بادزدهامی چرد

    صبح هابه چرایی گرگ هامی زندو

    شب هابه چرای گوسفندان

    این صدای لرزان حقیقت است که بامردمرده است

    به من که می رسد

    قانون ه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اهل ِگیلانم


    اهل ِ، گـیلانم


    ازطبیـعت مسـت وحیــرانـــم


    مُـــرغ  ِدریــــا می نشیند روی  ایــوانــم


    آسمـان ِ آبــی اش مـی گـریــــد از عشـق ِ خـُــروشــا نــم...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نمیگم ....دیگه بیهوده س....
    شب از نیمه گذشت اما ،

    چشام بی تو نمی خوابه

    دل بی ســـر پناه من ،

    واست هر لحظه بی تابه

    شب از نیمه گذشت اما ،

    هنــــوزم ، من فراموشم

    واست حتی مهمم نیست ،

    که با غصه هم آغوشم

    دلم کِز کرده باز اینجا<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دست بوس


    ای که سیلی مینوازی بر در گوشم عزیز

    من ببوسم دست نازت بر لب جانم عزیز

    دست تو بوی بهشت و انبر و کافور دهد

    پس نمیافتد به دوزخ دست بوس تو عزیز



    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar وهم خیال

    در خلوت شبهای بی چراغم
    خیال روی تورا نقطه به نقطه
    بر چهار چوب سقف قاب میگیرم
    ایا بعد از مرگم
    ////
    خیال روی تو بر من اشکی خواهد ریخت؟
    شاید انروز بارانی بارید و از سقف
    قطره ای چکید
    و باز در وهم و خیال خود

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بازگشایی آوای دل

    بهار ، شد زمستان ، بهار شد ، زمستان

    نسیم تازه آمد ، ز سمت کوی یاران

    نوای دل شنیدیم ، پس از کمی جدایی

    نوا ز دل برون کرد ، تمام گردِ دوران

    جوانه زد دوباره ، درخت محفل ما

    درخت هشت ساله ، که تک بود در ایران

    به

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آیینه
    آهای کسی صدای مرا می شنود
    با شما هستم ای دور شدگان نزدیک من
    با تو ای رفته در موج خیز افکار
    با تو ای نهان داری هر چه در دل
    با تو ای خفته میان ابرهای باران زا
    با تو ای دلباخته ی اسب افسار گسیخته
    با تو ای هر چه خواهی مست تر
    چرا فریا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar افسون
    به افسونت دو چشمانت گرفتارم
    جدا از لطف گیسویت به زندانم و حیرانم
    همه شب ذکر من ای کاش و نامت بر زبان آرم
    دلم آواره گشت و من... پریشانم و گریانم
    بسان شهریار هستم ...همه شب غرق دلتنگی
    خیال خام وصل تو... دل افگارم... خ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آغاز عشق
    دیروز ...
    بعد از آخرین نگاه تلخ تو...
    لبریز شد...
    دریاچه ی صبرم ...!
    و من همیشه صبور...
    دیگر صبور نیست!
    و امروز...
    بعد از آخرین نگاه تلخ تو...
    ایستاده ام هنوز !
    و میدانم...
    صبر که

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بهانه
    وا سه ساعت ترانه، یه غزل یه عاشقانه
    یه صدای ساده می خوام که بخونه بی بهانه

    یه کسی که مرد باشه واسه لحظه های رفتن
    یه شروع تازه باشه واسه تو واسه من

    همیشه می گم خدایا تو اگه بخوای میشه
    که یکی بیاد سرا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رفتی
    من ومستی و صداقت
    من واین همه رفاقت
    آخرش جا گذاشتی....رفتی
    مثل ساغری شکستی
    دل بی سامون و رفتی
    اون همه دشت شقایق
    لحظه های ناب پای ساحل
    همه را پاک کردی رفتی
    التماس اون شب مهتاب
    لب شط کنار س

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کوله
    تا ببینی هنوز پر نشده
    خاطراتی که با خودت داری
    لیز خوردن به سطح سر نشده
    کوله را هی تکان تکان بدهی
    زنگ هایی که می زند گوشی
    پشت هم هی بمیری از تکرار
    آن طرف مثل قبل خاموشی
    ایستگاهی و روی سکویش
    تکیه

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ؟و!-غصه ی مرگ یا تولد
    از سینه ی خاک می آییم
    از جایی تنگ وتاریک
    پر از ترسیم و دلهره برای ورود به دنیایی تازه
    پر از سوالیم.....؟:
    چرا ما را در این تنگ وتاریک جای داده اند و به کجا خواهند فرستاد؟
    آیا دنیایی که وارد خواهیم شد دیگر تنگ نیست؟<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تو را از آفتاب خواسته بودم...
    چه بگویم؟
    در حریم تو مانده ام !
    نه از آفتابی و نه از مهتاب
    نه از اشکی و نه از لبخند
    نه از دیروز و نه از امروز
    بین دو پندار و دو راه
    بین دو یادگار و دو رویا
    ایستاده ای به حیران !

    چه بگویم

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کوه غم
    دلم همچون دریاست
    پرخروش و طوفانی
    دلم پر درد و غصه است
    تو زخم کهنه دل
    آزادی مرحم است
    غروری که دلم دارد
    برای صلح من است
    دلم آسمان پر باران است
    دلم کوه پر غم است
    دل من زخمی کهنه دارد

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پریشانی
    رفتی ز پیشم، کردی پریشم، عزیز جان من!
    درد فراقت حتی رسیده به استخوان من
    گفتی که دیگر، رفتم از این بر، به فکر من مباش
    در جستجوی عطر اقاقی در این چمن مباش

    پس از تو دل من سرای غم است
    سکوت لب من صدای غم است
    ...

    نمایش کامل شعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "کندذهن" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

نوروز و فلسفه هفت سین

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,446,291
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5