آوای دل
d
d
d

اشعار ديگر

نمایش 1321-1352 از 1352 نتیجه
  • avatar برای بهار
    اگه که پرنده ها بهار و از یاد ببرن
    خاطرات گل هارو بدن به باد ها ببرن

    اگه که پرستو ها از یاد آسمون برن
    یا که از کنار ما بی نام وبی نشون برن

    من دوباره همه شعرای خوب و می خونم
    کنار گلهای عاشق بهاری می

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ننگ
    چشم ها را باید کشت
    تا نبینند چیزی
    ولبان باید دوخت
    تا نگویند رازی
    چه ثمر از دیدن
    چه ثمر از گفتن
    که در این دیار زندگی هم جرم است
    خنجری خواهم ساخت
    و زنم در جانم
    تا که پایان دهد این ننگ ر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ندارد
    ما دوتا رود غریبیم، دلامون دریای خونه
    واسه رفتن به دریا،چشامون غرق جنونه
    ما دو تادریای عشقیم،دوتا آسمون ستاره
    چشامون غرق سکوته،صدای بارونو داره
    تو همون ستاره ای که توی آسمون نشسته
    تو همون پرنده ای که رو درخت پلکاشو بسته<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar حوالی ملکوت
    اینجا حوالی ملکوت است
    بلند قاف
    از انزجار حادثه
    آری اثر غلاف
    اینجا نگفته خوانده شود
    یک غزل که لاف
    در پرده جلوه گر شود و جلوه گر صراح
    اینجا نمازها نه به رکعت
    که جاری است
    هر جزءجزء منکسر شده

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پائیز دل
    روزگاریست که هر سالِ دلم پائیز است

    نغمهِ مرغ دلم هو هویِ شب آویز است

    بذرِ غم را همه در خاکِ دلم میکارند

    غصه فهمید که این خاک چه حاصلخیز است

    سیل غم گر چه به سمت دل ما می آید
    <

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar فریاد
    با تو از راه های نرفته گفتم
    از ماوراء این جاده ی بی انتها
    و از مقصدی که در هاله افکار آشفته مان پنهان شده....
    بنشین،
    که امشب تلاطم این تشویش ناخوانده را به ره آوردی از سفر به قعر چشمانت از دل بزدایم
    و با من از فردا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar صبح
    صبح وقتی که خروس
    خواند با دلتنگی
    آسمان ابی بود
    آبی بی رنگی

    کوچه خمیازه کشید
    قمری از شاخه پرید
    دختر همسایه
    خواند با آهنگی

    بیا دریا کاری کن
    غما رو چاره بکن

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شکایت
    الا ای دولت سرشار مستی
    کو عهدی که بر قرار بستی
    از قول ملک زآن تاج رستی
    گو چرا محتاج آن یکدانه دستی
    ندانم چرا بی من , تو هستی
    که بی گُل همواره

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar اینجا
    اینجا روزاش سیاهه
    شباش بدون ماهه
    ادماشون فراری
    این کاره روزگاره
    گلی نمونده خاره
    خنده نمونده زاره
    دل همه ادماش
    یه عالم غصه داره
    نبرد سخته نونه
    رسیدن به جنونه
    اونقدر شدیم خراب که<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بُگذر
    بُگذر



    ای که دور از من به من بنشسته ای

    همچو بید مجنون ٬ شاخساران به زانوی غم بشکسته ای



    ای سراپا وجودت تمنای تن سوزان من

    در خیالت مٲوی مگیر در کلبه ی ویران من

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar یخ زده!
    زمستان هم نبود...

    دست هایم را به جیب هایم سپردم!

    باید از نگاه دخترک می فهمیدم که...

    دریای یخ زده، موج ندارد!

    در نگاهش غرق شدم...

    از دست هایش کمک می خواستم!

    او.

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar زمستان
    زمستان برف می بارید و
    بوران نقش می زائید
    و بر هر پرده برفین زیبائی
    غزل ها می سرودی سوز
    چه نالان می کند هو هوی
    بزک در رد پای راه هر ره پوی
    و سو سو چشمک تردید
    کماکان باد می گوید
    بپیچ از پشت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تضمین-مخمس
    فدیه از مانده ستاندن که حمیت نبود- شرط انصاف نباشد ید قدرت نبود- روی سرخم خبرش جز تب خجلت نبود- (خستگانرا چو طلب باشدو قوت نبود- گر تو بیداد کنی شرط مروت نبود)*- تا ز رویت خبری آید و حکم بندی- شربتی از لب لعت برسان یا قندی- دوش گفتی که بدستان طلب پیو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar وصف امام حسین علیه السلام
    تو داری این همه جلال و عظمت که زبانم قاصر است
    بهر دل غم دیده ی زینب دل من هم ناصر است
    در این زمونه ی پر دوز و کلک چشم شیعه باصر است
    واقعه ی عاشورای حسین انگاری که معاصر است

    اگر که نام حسین پابرجاست زیرا که او قادر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar توحید
    بر تمام آنچه امید میکند نجوا
    خاک توحید می کند نشخوار
    آسمان نعره میزند اسما
    ناقه بان پرده می درد بر پا
    تاول دست کرده ها گوئی
    شرم یک داستان
    می زند فریاد
    ای حوار مردمان پیش آئید
    مادر هرزه کار

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar پشیمونم
    منو این همه تنهایی ، تو این عشقی که می میره

    منو این همه دلتنگی ، چرا گریم نمی گیره



    هنوزم خواب و بیدارم، چی کار کردی که بیزارم

    از اینکه عاشقت هستم ، ولی به روم نمی یارم



    همین دیروز بود انگار ، چرا حرفامو می خ

    ...

    نمایش کامل شعر

جستجو در آوای دل

آخرین دانلود ها

پینشهاد واژه

آیا معنی واژه "ازا" را می دانید؟

پخش موسیقی

ّبیوگرافی

پیشنهاد

حمایت از آوای دل

آخرین کتاب

افطاری

متن های دوزبانه

پیشنهاد کتاب

درآمدی بر نقد

مقالات عمومی

آخرین مقالات آموزشی

آخرین واژه ها

اشعار ماندگار

همایش ها

غیر فعال

آمار فعالیت

تولد آوای دل : 1 / 1/ 1385
تعداد بازدید 24,445,993
تعداد صفحات : 11832
تعداد اشعار : 10978
تعداد دیدگاه ها : 258,787
تعداد شاعران : 2015
تعداد شاعران آقا : 1458
تعداد شاعران خانم : 557
تعداد واژه های لغت نامه : 852
همایش های رسمی برگزار شده : 5