آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

سعید چرخچی

  • avatar بهانه
    تو بودی نازنین من . بهانه
    در این شور و شرار عاشقانه

    درون نرگس چشمت سرشتند
    دو صد وجد و سماع عارفانه

    تجلی کرده عشق اندر وجودت
    تو خانه بودی او ارباب خانه

    شمیم موی او در گیسوی تو
    صدای دلنواز او ترانه

    اسیر کوی او بو

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آسمانی
    در نهایت بی رنگی

    از مرز گلایه های بنفش

    و

    بغض های خاکستری

    می گذرم

    شادی های قرمز را به تو می سپارم

    و روز های سبز را به سبزینگی ها

    در طوسی بهت و حیرت

    از زردی نفرت می گریزم

    و تمام آبی هایم را

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کاشکی ......
    من سکوت بال یک پروانه بودم کاشکی
    عاشق پرسوزی جانانه بودم کاشکی

    یا که در خیل عظیم عاشقان کوی او
    از همه عاشق تر و دیوانه بودم کاشکی

    در هوای کوی او بس بی نشان افتاده دل
    ساقی آن باده و میخانه بودم کاشکی<

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar شاید ...........
    از سکوت سردم پزواکی ساخته ام
    تن خسته و غریب ....
    شاید بفریبد آنچه را که فریاد نامیده اند
    شاید از آنسوی وازه هایی که بوی ترا می دهند
    لبخندی را به عاریت گیرم و زهرخندی را به سخره .
    .................
    شاید هنوز ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar باغ صحبت تو .....
    با ماست خاطراتت بس نغز و شاعرانه

    سرچشمه از تو دارد این شور عارفانه



    منزل گزیده ای در جایی که عندلیبان

    مشغول نغمه باشند هم صبح و هم شبانه



    گویی که مستی ما از ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar توبه
    از توبه توبه کردم تا دل به تو سپردم

    بی یاد رویت ای جان یک دم به سر نبردم



    از یاد برده ای تو تاریخ هجرتت را

    ایام رفتنت را هر لحظه من شمردم



    یک دم به دوری از تو ط

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آخشام ( عصر )
    آخشام الموش اوره یه غم جالانیر
    هچ آزالمیر بو کدر . درد قالانیر

    یادا سالدیخجا گچن گونلریمی
    وارلیغیم چالخالانیپ . پارچالانیر

    هچ اولارمی کی باهار قارلا دولا ؟
    او شیرین خاطره لر . بوردا سولا ؟
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar صبورانه

    ز هر بود و نبودی خسته بودم

    صبورانه به تو دلبسته بودم



    قلندروار در آیین مردان

    به پای عشق تو بنشسته بودم



    سبوی عالم و پیمانه جان

    به یاد ت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نیستان ( بخش دوم )
    درون ذره ها جاندار و بی جان
    بسی حکمت از او پیدا و پنهان

    ز دریای عظیم مهر این ماه
    فقط یک قطره ما را کرده در چاه

    اسیر ناز یک لبخند اوییم
    همه دلبسته یک تار موییم

    بسی عاشق که این دلدار دا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تار مویت
    به هوای روی و خویت بنشسته دل به کویت

    به امید آنکه دستی بکشد به تار مویت



    زان دمی که از خمار دیده تو باده نوشم

    دل اسیر عکس رویی که فتاده در سبویت



    منتظر نشسته زا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar کوچه ما
    کاش از کوچه ما باز گذر می کردی

    شب تنهایی ما را تو سحر می کردی



    در و دیوار دل عادت به هوایت دارند

    شور اگر هم نکنی باز شرر می کردی



    یاد داری که گلی کاشته بودی در

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar جلای هجران
    نسیمی بود و ما را هم نوایی

    ز الحان خوشت شیرین عطایی



    بهاری آفتابی گلعزاری

    دلم هم صحبت بالابلایی



    زمین رام آسمان رام و دل آرام

    بهاری دلکش و باد صب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar خندید و رفت

    ناگهان بر عشق من خندید و رفت

    بی وفایی از وفا بگزید و رفت

    کوچه باغ سبز احساس مرا

    پرسه ای زد بی هوا چرخید و رفت

    گاه رفتن الوداعی هم نگفت

    از سر پیچ جفا پیچید و رفت

    یادش اما در دلم جا مانده بود

    این عطا

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بوی شقایق

    دوش تا عکس تو در باده پیمانه دمید
    عطر گیسوی تو در گلبن و گلخانه دمید

    دل به دیدار رخت مست شد و بوی تو باز
    بیگمان در حرم و مسجد و میخانه دمید

    شرح چشمان تو و غمزه آن نرگس مست
    حالتی بود که در مست

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar می الست
    ار عشق مرا نشانه دادند

    بر خاک گلم اشاره دادند

    گفتند و نوشتند و سرشتند

    پس باده عارفانه دادند

    از عشق سروده ای سرودند

    بر گوش من این ترانه دادند

    زان روز ازل به حیرت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar دولت عشق
    امروز خبر زان بت جانانه رسیده

    پروا نکن ای شمع که پروانه رسیده


    مدهوش ز بازیگری دولت عشقم

    آخر تو ندانی که چه شاهانه رسیده


    در حرمت ویرانه بیت الحزنم بس

    انگار که ز

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar آسمانی
    در نهایت بی رنگی

    از مرز گلایه های بنفش

    و

    بغض های خاکستری

    می گذرم

    شادی های قرمز را به تو می سپارم

    و روز های سبز را به سبزینگی ها

    در طوسی بهت و حیر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar ای عشق
    چه سامانگر چه بی سامانی ای عشق

    چه درمانگر چه بی درمانی ای عشق



    حریم سیر تو افلاک و انجم

    سبک پر از سبکبالانی ای عشق



    مرا چشم و توان دیدنت نیست

    چ

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar تقارن طبیعت
    باز دل آسمان گرفته
    و تقارن طبیعت بی حضور تو
    در هم
    ........
    جاده بی انتهای حسرت را پایانی نیست
    و
    چکاوک اندیشه نمی داند
    راز بهار را
    در گوش کدامین شکوفه صادق
    باز خواند
    ........

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گوشه عزلت
    شمع شب افروز ما قصه هجران توست
    خون دل از دیده و ناوک مزگان توست

    از چه ندارد قرار این دل مدهوش ما
    بی شک از آن نکهت مجمره گردان توست

    درگذر از صحبت جور و جفا و خزان
    بوی بهاران همه لعبت چشمان توست

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar گونه های شعرم
    روی گونه های شعرم قطره ای چکیده امشب
    حال و بیقراریم را کس چنین ندیده امشب

    می روم ترا بجویم در هوای بیقراری
    شاید عندلیب جانم بوی گل شنیده امشب

    عزم دیدار تو کرده بی گمان دل صبورم
    مسلخ دو چشم مستت دل به

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نیمه شب
    نیمه شب دوش صدایت کردم
    آنچه در دیده و دل بود فدایت کردم

    یادت از پشت اقاقی سر زد
    واله و مست نگاهت کردم

    لب گشودی و کلامی گفتی
    جان به قربان کلامت کزدم

    غنچه ای بود در

    ...

    نمایش کامل شعر