آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

بختیار فرّخ

  • avatar حساب

    سواری چون رسد منزل ، کند خالی رکاب از پا !
    به آرامی کند گردش ، چو می افتد شتاب از پا !

    تو چشم خویشتن وا کن مخور گول منوّرها
    نبینی پایداری زود می افتد شهاب از پا !

    به فردایت نباشد بهر تو فرصت کنون دریاب
    که دهر دون بیاندازد ب

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رهایی


    تبسّم یک اندیشه است در حدیث تنهایی

    شوق پرواز

    حادثه ی هولناکِ زیستن ِحیرتِ آدمی

    گم شدن در کابوس ِ قرون ِ نجابتِ بی کرداری!

    رهایی،

    فریادِ ناله های آزرم در آشوبِ بی حیایی

    هیاهوی زنجیریان ِ در هبوط
    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar رنگ محبت

    دگر رنگِ محبّت در رفاقتها نمی گردد!
    جدایی زود می آید، نهالی پا نمی گردد!

    به چشم ِعقل ِانسانها نمایان گشته معیاری
    مرام ِدوستی، با معرفت معنا نمی گردد!

    چنان زنگار بر دلها نشانیدست نفس دون
    که دل قانع به مردابی شده، دریا نمی گر

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar نوای عشق

    چو حلاجان نوای حق، انالحق را به سر، دادند
    سرافرازان سری بالای دار، الحق که سر، دادند

    چنان عاشق چنین مستی سزاوار لقا گشتند
    به سرداری رسند آنان، نوای عشق سردادند

    از آن میخانهﻯ قدسی به عاشق میرسد فیضی
    یکی را قطره از سهمش، یکی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar برخیز


    برخیز تا،

    تابوتمان را با شانه های زخمی

      بردوش بکشیم

      به یادِ مرده های بدون ِ تابوتِ اعصارِ گذشته،

    حال، آینده...

      تابوتهای خالی در انتظار

      تابوتهای پر به سرعت خالی میشوند.
    ...

    نمایش کامل شعر