آوای دل
معین سجادی
معین سجادی
معین سجادی

علی نعیم

  • avatar قهقرا
    جانا بیا به کلبه مهر و وفای من
    درد نهفته بین غم بی انتهای من

    من زخم دیده ماهی دریای ظلمتم
    زهرا به آب و خون جگر شد غذای من

    خوش بود روزگار به کامم دریغ و داد
    غافل از آن که سیل ستم از قفای من

    دل دادم از برای رفیقان مدعی

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar چشم اشکبار
    توان دل بگرفتی تو ای نگار از من
    بیا به ماتم دل چشم اشکبار از من

    به تیر یک مژه تو صید میکنی خوش باش
    شکارگاه دلم از تو و شکار از من

    بهار فصل گل و بلبل و چمن زار است
    بیا به بستر گلها شکوفه زار از من

    به چشم دل ز پس دیده ها ت

    ...

    نمایش کامل شعر
  • avatar بهار من بگذشت
    سحر بیامد و شبْ انتظار من بگذشت
    ز کوچه های دلم یاد یار من بگذشت

    خدایْ شاهد من بر دلم چه خون افتاد
    بسوز و آه و غم و درد روزگار من بگذشت

    نیامد آنکه بگفتا در انتظار بمانم
    ببین چه ها به دل داغ دار من بگذشت

    به حسرتی سر راهش ن

    ...

    نمایش کامل شعر